تبليغاتX
آوارا
 
  آوارا
جمعه بیستم دی 1387

آخش تموم شد

چندتا دلیل خیلی محکم برای این که اثبات کنم محرم و عزاداری تو محله ما تموم شده

۱:مواد فروشها رفتن مقرشون مسقر شدن.

۲: ارازل و اوباش سر کوچه ها سنگر گرفتن دوباره.

۳: عاشق معشوقهای که در هیروری عزاداری همدیگه رو پیدا کردن دارن تو محله رژه میرن.

۴:صدای پخش ماشین ها از "سین سین" به "اوپس اوپس" تغییر یافته.

۵:به جای صدای مداحی دوباره با صدای هایده از خواب بیدار شدم(دست همسایه درد نکنه. در هر دوصورت گند میکشه به روزم)

۶:تاکسی ها مسیر ۱۰۰ تومنی رو ۱۲۵ الی ۱۵۰ تومن میگرن.

خلاصه محله در امن و امان است.


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
پنجشنبه نوزدهم دی 1387

یافتم . یافتم

امروز بعد از چند ماه گشتن تونستم کتاب درسی "تاریخ فرهنگ و تمدن ایران واسلام" رو پیدا کنم. حدودا ۱۰ روز دیگه امتحان دارم.

همه جا رو زیر پا گذاشته بودم نبود که نبود!! امروز رفتم دوباره از فروشگاهای جلوی دانشگاه پرسو جو کنم؟ رفتم توی فروشگاه. همین که منو دید گفت: اومدی؟ امروز ظهور داشتم کتابها رو مرتب میکردم که ۴ تا پیداکردم. مونده بودن پشت کتابها ۲ تا شو فروختم مونده دو تا بیا یکی هم مال تو. (چه حالی کردم.اگه اینجا پیدا نمیکردم باید میرفتم دوباره کل کتاب فروشی ها شهر رو  میگشتم)سرانجام یافتم.

ولی نمیدنم شانس من بود یا شانس اون دو نفر قبلی یا یک نفر آینده


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
سه شنبه هفدهم دی 1387

دعای مخصوص

همین الان جلوی خونمون یک هئیت عزاداری اومده بود. که نوحه خون یک دعایی جالبی داد به این مضموم:

حسن اقا نعذر دادن. خدا یا به حرمت این شب عزیز برادر حسن آقا به همرا دوستاش که توی زندانن؟هرچه زودتر آزاد کن ؟!

الهی آمین


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
دوشنبه دوم دی 1387

اخبار هنری

همیشه وقتی وارد کلوب دات کام میشم یه سری به خبرهای که از خبرگزاری ها لینک کردن میزنم امروز توی قسمت خبرهای هنری این تیتر ها رو دیدم !!

کلی فکر کردم که آخوند عمامه و اجتهاد و ... چه ربطی به هنر داره؟


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
جمعه بیست و دوم آذر 1387

سریال مش یوسف

امروز برای اولین بار قسمتی از سریال مش یوسف رو دیدم

اما چندتا ایراد داشت.

درهنگام خروج از زندان, زندانی ها باید میگفتن : ایول ایول داش یوسف رو ایول!!

در زندانی که زنان اشراف مصر بودن باید گیس و گیس کشون بین زلیخا و بقیه زنها اتفاق میفتاد.

مش یوسف چون ده سال توی زندان بود و در این ده سال تیپ ها تغییر کردن باید تیپ فشن میزد میرفت پیش فرعون.

فرعون برای اینکه کاهنهای معبد رو ضایع کنه باید دروبین مخفی ( حاج آقا گلستانی) تو اتاقشون می بست به جای اینکه با مش یوسف کلشون بندازه!


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387

شوتبالیستها

 

دیروز ساعت ۱۰ شب با داداشی رفتیم سالن فوتسال بهزیستی سالن خوبیه بود ولی گرونه, تایمی ۱۸ هزار تومان؟!

از آخرین باری که فوتبال بازی کزده بودم ۵ سانت شکمم جلو اومده بود (هنوز به اندازه استاندارد ,آرمانی ۳۵ سانت خیلی مونده ) اونم گل کوچیک بازی کرده بودم نه فوتسال, ما میزدیم ,اونا میزدن ! هر کی از راه میرسید شوت میزد! مثل فوتبایستها که سوباسا میگفت : دروازه رو دیدی شوت بزن؟! منم به اندازه فیلیپو اینزاگی گند زدم به موقعیت های گل . بازی رو هم آخر سر باختیم . البته بازوندم


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
سه شنبه نوزدهم آذر 1387

جای بسی خوشبختی

 

 دندان درد بد دردیه ؟ الهی یزید , شمر و بقیه برو بچ بد تاریخ! دندان درد بگیرین! به دوستای مذهبی هم میگم به جای از خدا بخوان که به بروربچ خلافکار عاشور لعنت کنه؟ ار خدا بخوان بروبچ دندادن درد بگیرن! من کشیدم میدونم بد دریه!؟ بهرحال دیشب دندونم درد میکرد یک آمپول دگزامتازون زدم . قرص خواب خوردم. دستموگذاشته بودم روی دندونم که صدای ما ما کردن یک گاو رو شنیدم. با خودم گفتم . گاوه میدونه که فردا  (عید قربان) قرار سرشو ببرن؟ دیگه از دندون درد گلایه نداشتم چون فهمیدم درد گاوه بیشتر از منه؟! 


 
نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
موضوعات  
شخصی

مطالب اخير  
آخش تموم شد
یافتم . یافتم
دعای مخصوص
اخبار هنری
سریال مش یوسف
شوتبالیستها
جای بسی خوشبختی
روزهای ملی!!!
یک, یک به نفع آمریکا
فیتیله

آرشيو مطالب  
صفحه نخست
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387





دوستان  
جنبش زنان
دیوانگان متال
آیه های سکوت
خرگوش سفید
من/خاطرهsms
کلوب جمعه غريب

امکانات  
rss 2.0