تبليغاتX
آوارا نوشت
 
 

آوارا نوشت













یکشنبه 1388/08/17 یا ابولفضل

روایت

با دوستم داشتیم توی خیابان آبرسان شگفتی های خلقت رو نگاه میکردیم !! و هر از گاهی جوک میگفتیم و میخندیدم.

من اول یک جوک با موضوع خدا گفتم . دوستم کلی خندید! و بعد از روی عمد یک جوک در باره کربلا و ابولفضل گفتم . دوستم ناراحت شده و گفت :دیگه نشنوم از حضرت ابولفضل جوک بگی هاااا؟! بده ٫گناه داره و ...

زدم توی سرش گفتم :آخه شیعه ای گاگول غیروغیره دو دقیقه پیش از خدا جوک گفتم خوشت اومد٬ کرکر خندیدی ٬بد نبود٬ گناه نبود٬ ابولفضل جوک گفتم غیرتی شدی ؟!

شرح مطلب

۱:شیعه جماعت یک ابولفضل داره که به هزارتا امام می ارزه بهتر یکی از اون امام های بی نام و نشون (تقی و نقی)رو بزارن کنار ابولفضل رو بکنن امام؟!

۲:شیعه جماعت دوازده تا امام در حد خدا داره و یک خدا در حد هیچ یک پیامبر در حد امامزداه و کلی امامزاده در حد پیامبر

اصل مطب

اون اعتقادی که به صورت ارثی به آدم میرسه مثل دین .توجه داشته باشین ما مسلمان شیعه هستیم و بعضا افرطی چون پدر و مادرمان مسلمان شیعه بودن. اگه ارمنی بودن الان خیلی از شیعه های افراطی کنونی ارمنی افراطی بودن. دین و مذهب به اکثر آدما مثل ارث و ژنتیک از پدر و مادر میرسه . مخصوصا در دین اسلام که مسلمان زاده بخواد خودش دینشو انتخاب کنه٬ کافر محسوب میشه و نمیتونه خارج بشه و از زمان کودکی که فرق "آلف" و "ب" رو نمیدونه بهش تلقین میکنن که فلان چیز مقدسه٬ فلانی مقدسه و ... وقتی که اون بچه بزرگ شد بهش شرطی میشه و نمیتونه حتی یک لحظه شک کنه که شاید مقدس نباشه.

درآخر

 در مورد ۴=۲*۲ شک میکنه ولی در مورد مقدسات نمیتونه

 


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
سه شنبه 1388/08/12 زیارت

توجه        توجه

سفر سیاحتی٬زیارتی و علمی به کهریزک فردا مصادف با ۱۳آبان به صورتی زمینی با گشت های تویوتای پلیس. محل ثبت نام جلوی لانه جاسوسی سابق آمریکای چیز خوار (سفارت گذشته و انشا الله آینده کشور دوست٬برادر و همسایه آمریکا)از برادران و خواهران زوار خواهشمند از برای مشخص شدن زوار از ملت همیشه در صحنه از نشانهای سبز استفاده کنند. (شرکت مسافرتی آقا و برادرا)

نظر دن کیشوت:واسیه شیعه جماعت زیارت کهریزک لازمه!!

نظر سانچو:شکر که شیعه نیستم؟!

نظر خر سانچو:یک مثل فارسی هست که میگه :ازاوناست که بر ایناست.

 


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
یکشنبه 1388/07/26 لایق

خدا بخواد یکی رو بزنه فکر میکنید چه جوری میزنه

قمه، قداره میکشه ؟ لگد میزنه،جفتک میندازه؟! یا فحش میده ؟

داشت یادم میرفت کفگرگی یا "کد یومورگی"

نه به جون خودش هیچ یک از این کارا رو نمیکنه؟!

دیگه آخرش بیای مثل من اینجوری بنویسی میفرستتد دانشگاه پیام نور.

نظر دن کیشوت:هین که سنگت نمیکنه برو شکرش کن!!

نظر سانچو:چوب خدا صدا نداره ولی فکر کنم شهریه داره؟!

نظر خرسانچو:پیام نور قبول شدم ولی بهم وحی شد ثبت نام نکردم؟!


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
چهارشنبه 1388/07/08 کلوچه

دیروز رفته بودیم نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز

سالن شهریار و پروین اعتصامی پر بود از نشر خرافات !! فال و کتابهای دعا و ... شلوغ هم بودن

سالن امیر کبیر هم کتابهای آموزشی و کمک آموزشی و کلاس رایگان آموزش کاریکاتور در شش روز؟!

کلاس نقاشی که دو بانوی بی استعداد در حال نقاشی بودن و چند بانوی با استعداد که استعدادشون از کار هنری که روی صورتشون انجام داده بودن از فاصله چد کیلومتری به چشم میزد؟!

مسابقه قران بخوان جایزه بگیر واسیه بچه ها

نمایشگاه عکاس که یک عکاس از چند تا خر رو عکس انداخته زیرش نوشته "" من و همه دوستانم ""

نمایشگاه رسانه و مطبوعات هم برگزار بود. ایول تبریز و این همه هفته نامه؟! به قول یکی از دوستان ۹۰٪ این هفته نامه ها رو توی گیشه نمیشه پیدا کرد ولی توی روابط عمومی شهرداری و سایر نهاد های دولتی میشه؟! سفارشی و تعریف نویس مدیرا هستن!؟

کتاب دلخواه رو پیدا نکریدم و موقع بر گشتن یک بسته کلوچه صادراتی لاهیجان خریدیم .گران بود‌‌‌‌‌‌. احتمال دادیم یک بار صادر کردن و دوباره وارد کردن به همین خاطر گران شده؟!

اینم برداشت  خوش مزه ما از نمایشگاه کتاب بود

نظر دن کیشوت: کتاب من که بین نشر خرافات نبود که؟؟

نظر سانچو:برداشت مفیدی داشتین!!

نظر خر سانچو:نمایشگاه یونجه بود یا نمایشگاه کتاب؟!

 


نويسنده : هادی | + | موضوع: |
یکشنبه 1388/06/15 به زودی

گابان مردی از گذشته های دور است . که بصورت تصادفی به دوران ما پا گذاشته است دورانی مملو از تازگی ها . او بهتر از ما متوجه تازگی ها ایرادات و خوبی های دوران ماست. من نوشته های اورا که بر روی سنگ مینویسد به جای او در وبلاگ قرار میدهم.(به زودی)

من کتاب دن کیشوت را برای او خوانده ام . او هم دن کیشوت را درک میکند. دن کیشوتهای که نمیدانند دن کیشوت هستند و قصد دارند دنیا را نجات دهند ولی خودشان بیشتر از هر کسی محتاج کمک هستند و ملتهای که به دنبال دن کیشوت خود به راه می افتند و از رفت و امد دن کیشوت ها در طول تاریخشان درس عبرت نمیگیرن و همچنان به جای خویش دنبال قهرمان میگردنند. سزاوار است برای این ملت ها رهبری سرگردانی همچون دن کیشوت.


نويسنده : هادی | + | موضوع: |
سه شنبه 1388/06/10 طلا

وقت طلاست

آیا راست میگن؟!

آره وقت طلاست. وقتی پشت چراغ قرمزیم ۵ ثانیه زودتر پا میذاریم روی گاز تو خیابان ویراژ میدیم سرعتمون همیشه بالاست میخوام زودتر برسیم. آخه وقت طلاست؟!

راستی همیشه طلاست؟!

هفته ای ۲ ساعت پای سریال جومونگ

هفته ای خیلی ساعت پای سریالهای مزخرف وطنی

هفته ای خیلی خیلی ساعت توی صف

خواب هم که تا لنگ ظهر

کارهامون هم که روی زمانبندی نیست (هیچ پروژه ای بدون تاخیر تحویل داده نمیشه )

یه سوال ؟

چند ثانیه چراغ قرمز واسیه چی زود رد میکنیم؟؟

جواب : چون وقت طلاست

نظر دن کیشوت:رد شدن از چراغ قرمز و ویراژ دادن نشون دهنده حرفه ای بودن رانندست . ربطی به وقت نداره.

نظر سانچو: میخوان زود برسن خونه با زن و بچه زودتر دعوا کنن؟!

نظر خر سانچو:چراغ قرمز رو واسیه آدم گذاشتن ولی ما هم رعایت میکنیم ولی بعضی ها رو نمیدونم چرا


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
شنبه 1388/06/07 تراختور

پرده اول

كاروان با سروصداي بسيار زياد گردنه هاي پر پيچ وخم را به سوي ورزشگاه طي ميكرد. ورزشگاهي ميان كوهها.سرانجام با طي مسافتي ۳۰دقيقه اي از اتوبان به ورزشگاه يادگارم امام رسيديم وزشگاه باستاني درحال ساخت از وقتي يادم هست ساخته ميشود . يادم باشد به نوه هايم وصيت كنم اگر سعادت ديدن تكميل شده اين ورزشگاه را داشتن سر قبرم توصيفش كنند. دوستي نق زد " دير كرده ايم" .دوستي داد ميزد "گل"يكي ميگفت "دودودورود تراختور".

پرده دوم

كمي تا نسبتي دير كرده بوديم چه ميشود كرد.روبروي لوژ پر شده بود مجبور شديم كمي مايل به سمت چپ جلوس كنيم هنوز ۲۰دقيقه اي زمان به بازي مانده بود. ملت هميشه در صحنه از همه جهت به سوي  ورزشگاه بودند . عشق افسانه اي جومونگ جايش را به عشق تراختور داده بود. به ميزان ۶۰ هزار نفر مخاطب جومونگ كم شده بود.بازي داشت كم كم شروع ميشود.دوستي نق زد"ديديد دير كرديم" دوستي گفت"پس تور واليبال كو؟!"دوستاني هم داشتن شعار " يئل ياتار   توفان ياتار   ياتماز تراختور بيراقي "

پرده سوم

بازي شروع شد.تراختور سازي تبريز - راه آهن تهران. تراختور  بازي را هجومي شروع كرد .طبق عادت ژشتي كه مهاجمين تراختور به آن مبتلا شده آند موقعيت هاي گول رو از بالاي دروازه به پشت بام همسايه فرستاده ميشد. كونر . تماشاگرها با شعار " هرنا وار كونر دا وار" "هرچي باشه تو كونره" به حمايت تيم پرداختند ولي تراختور نتونست ازخيل زياد كرنرها سرانجام مطلوبي ببرد.در دقيقه ۱۳ بازي كونري براي راه آهن اتفاق افتاد. بازيكنان راه آهن آن كونر كذايي را در دروازه تراختور قرار دادن . دلخوري پيش آمد غير قابل توصيف.دوستي نق زد" ما اين همه كونر زديم هيچ آنها از يك كونر اسفاده كرده اند"دوستي ديگر گفت"ما شعار داديم  (هرنا وار كونر دا وار) آنها زده اند.دوستي ديگر گفت" چون در تيم تراختور بازيكن بومي كم است و غير بومي ها تركي بلد نيستن نمي توانند از كونر استفاد كنند"دوستي ديگر گفت"با اين حساب بازيكن ترك در راه آهن بيشتر از تراختور هست كه تونستنداز كونر استفاده كنند"

پرده چهارم

بازي همچنان با حملات تراختور ادامه ميافت با همان عادت ژشت .مدتي نيز پروژگتورهاي سمت روبروي لوژ خاموش شدن كه ملت با روشن كردن فلشهاي گوشي صحنه اي زيباي به وجود آوردن. به عربها گير ميدهيم كه ال هستن و بل ولي خودمان چه. برانكارد از زمين بازي كه خارج ميشد زود بر ميگشت بازيكنان راه آهن انگار شده بودن بازيكنان بحرين. دقيقه ۷۶ جاسم كرارا بازيكن عراقي تراختور به جاي ابرهيمي به بازي آمد.دقيقه ۸۰ بازي فرا رسيده. تماشاگرها دارن وزشگاه را ترك ميكنند تا به اوتوبس ها برسند چون اتوبوس ها محدود هستن.  همه يك صدا "تراختور تراختور" ميگويند. ۵ دقيقه فشار زياد باعث شد. تا گل مساوي توسط جاسم كرار زده شود. ورزشگاه منفجر شد. شادي .بغل كردن ها .جبغ و داد.همه از سكوها بلند شده و شروع به تشويش تراختور كرده اند . وزشگاه داشت ميلزيد ۵ دقيقه اي توفاني.گل برتري باعث شد چنين صداي از ورزشگاه بلند شود كه وقتي به خانه برگشتم .پدرم گفت صدايتان تا اينجا مي آمد.دوستي نق زد"چه دير" دوستي گفت"حالا براي همه شان برانكارد بياوريد"دوستي گفت "گل"و دوستي ديگر دست به دهان برد و شروع به زدن سوت پايان بازي كرد. بازي تمام شد.

پرده پنجم

همه يك خواب خوب مهمان تراختور بودند

 


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
موضوعات  
شخصی
مطالب اخير  
یا ابولفضل
زیارت
لایق
کلوچه
به زودی
طلا
تراختور
اسمشو نبر
Ctrl+Z
مطلق
آرشيو مطالب  
صفحه نخست
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
دوستان  
حادثه درویشی
یکی مثل شما
سیاه نویس
جنبش زنان
دیوانگان متال
آیه های سکوت
خرگوش سفید
من/خاطرهsms
كلوب جمعه غريب
امکانات  
rss 2.0