تبليغاتX
آوارا نوشت
 
 

آوارا نوشت













جمعه 1387/08/10 فیتیله

قسمت اول:محله

داشتم با دوستم میرفتیم که رسیدیم جلوی دبیرستان دخترانه محله.گفتم :مخ نزنی نمیریم وقتی میریم جمعه میریم .فتیله دبیرستان تعطیله؟!
گفت :آره مخ زنی و مزاحمت و بی کار تعطیله؟!
دوستم گفت: هستی بیریم شهناز(نام یک منطقه در وسط شهر) من کار اونجا دارم.
گفتیم: بریم.



قسمت دوم :چهار راه شهناز
انواع اقسام آدم با تیپپ های جورناجور
هیمنجور که داشتیم میرفتیم من چشمم به یک دختر افتاد گفتم: نگاه کن مگه اون فلانی دختر همسایه نیست
گفت :آره,شاید کاری داره اینجا
رفتیم جلو چندتا دیگه از دختر محله ها رو دیدم
گفتیم: خوب اینا هم اینجا کار دارن
کمی جلو تر چندتا از پسرهای بی کار محلمون رو دیدم گفتم:  شما دارید اینجا چی کار میکنید؟
یکیشون گفت :همون کاری که شما میکنید!
گفتم: پس جلوی دبیرستان رو آوردین اینجا؟!
گفت: آره ؟!


نتیجه


فیتیله جمعه تعطیله                       نه برای بی کارا؟

 


نويسنده : هادی | + | موضوع: شخصی |
موضوعات  
شخصی
مطالب اخير  
یا ابولفضل
زیارت
لایق
کلوچه
به زودی
طلا
تراختور
اسمشو نبر
Ctrl+Z
مطلق
آرشيو مطالب  
صفحه نخست
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
دوستان  
حادثه درویشی
یکی مثل شما
سیاه نویس
جنبش زنان
دیوانگان متال
آیه های سکوت
خرگوش سفید
من/خاطرهsms
كلوب جمعه غريب
امکانات  
rss 2.0